برگرفته از کتاب "جمهور" اثر "افلاطون"، ترجمه "فواد روحانی"، چاپ دوازدهم ١٣88 انتشارات "علمی و فرهنگی" کتاب سوم صص 206-204:
بخشی از گفتگوی سقراط با گلاوکن برادر افلاطون، در مورد چگونگی احوالات نیروهای نظامی و نگهبانانِ "شهر زیبا"ی عقلانی افلاطونی:
گفتم ... هیچ چیز مهیب تر و شرم آور تر از این نیست که چوپان برای حفظ گله سگهای بی تربیتی نگه دارد که بر اثر عدم انضباط یا گرسنگی یا هرزگی مستعد اذیت گوسفندان باشند و بجای صفت سگ، صفت گرگ از خود نشان دهند. گفت براستی این مهیب است. گفتم پس ما باید همه گونه احتیاط به کار بریمتا مبادا نگهبانان ما با مردم شهر یک چنین رفتاری کنند و از قدرت خویش استفاده ی نامشروع نمایند و بجای آنکه یار مهربان باشند ظالم بی امان شوند. گفت آری این احتیاط لازم است. گفتم مطمئن ترین احتیاط همانا تربیت صحیح است. گفت این را که برای آنها تامین کردیم. گفتم ای گلاوکن عزیز چندان مطمئن نیستم همینقدر یقین دارم که چنانکه هم اکنون بیان کردم آنان باید از تربیت صحیح هر چه باشد برخوردار گردند تا نسبت به یکدیگر و کسانی که تحت حمایت آنها هستند حتی المقدور مهربان توانند بود. گفت راست است. گفتم گذشته از موضوع تربیت عقل سلیم چنین حکم می کند که ما آنگاه که برای اینان خانه و اموال دیگر در نظر می گیریم کاری نکنیم که مانع توجه کامل انها به وظیفه نگاهبانی که بر عهده دارند شود و یا موجب گردد که آنها با سایر مردم شهر بدرفتاری کنند. گفت براستی حکم عقل سلیم همین است. گفتم برای آنکه اینان دارای صفاتی شوند که منظور ما است لازم است که ما شرایط زندگی و مسکن انها را بطرزی که اکنون بیان می کنم مقرر داریم. ملاحظه کن که آیا همین طور است یا نه، ... مردان جنگی ... اگر طلا و نقره خواستند ما به آنها خواهیم گفت که طلا و نقره ی آسمانی که موهبت الهی است در نهاد خود دارند و بنابراین نیازمند به طلا و نقره ی مردم این جهان نیستند و اگر آن طلای آسمانی را که در نهاد خود دارند به طلای خاکی بیالایند این خلاف دین داری است زیرا چه بسا جرائمی که به خاطر طلای مسکوک و رائج بوقوع می پیوندد و ... به جای آنکه نگاهبان باشند بازاری و برزگر خواهند شد، و بجای آنکه مدافع اهالی شهر باشند مدعی و دشمن آنان خواهند شد و در همه ی عمر آنها بدخواه دیگران و دیگران بدخواه آنها خواهند بود و هم آنها در راه دیگران و هم دیگران در راه آنها دام خواهند نهاد و نیز آنان همواره از دشمنان داخلی بیش از دشمنان خارجی ترس خواهند داشت و هم خود و هم کشور را بورطه ی هلاک خواهند کشاند...حال آیا ضروری نیست که این قواعد را بصورت قانون درآوریم؟ گفت چرا، این بسیار ضروری است.