درباره موسیقی (3)
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٧  

اگر بخواهیم دیدگاه های دین مداران چه متشرعین سنت گرا و چه آنان که به دنبال آشتی و نزدیکی هر چه بیشتر عقل و دین هستند (از آن جمله اند نمونه های تاریخی همچون ابن سینا، تا متاخرینی که امروز خود را به نام روشنفکر دینی می خوانند و نیز خوانده می شوند) را مورد توجه قرار دهیم باید به منابع اصول فکری آنان مراجعه کنیم. سرچشمه اکثر استدلال های فقهی دین مداران درباره موسیقی، یکی آیات قرآن است و دیگری روایات.

ارجاعات قرآنی:
به عنوان نمونه ای از ارجاعات به آیات قرآن، با هم بخش هایی از مقاله "‌موسیقی‌ از نظر اسلام‌ " نوشته آیت‌الله‌ دکتر بهشتی را خواهیم خواند:

"قبل‌ از این‌که‌ نظر اسلام‌ را درباره‌ موسیقی‌ توضیح‌ بدهم‌، لازم‌ است‌ این‌ نکته‌ را یادآوری‌ کنم‌ که‌ در آیات‌ قرآن‌ کریم و همچنین‌ در روایات‌، کلمه‌ موسیقی یا موزیک‌ یا معادل‌ آن‌ از کلمات‌ عربی‌ سراغ‌ ندارم‌; در قرآن‌ کریم‌ که‌ قطعاً نیست‌ و در روایات‌ هم‌ تا آنجا که‌ در خاطرم‌ هست‌، سراغ‌ ندارم‌. فقهای‌ ما وقتی‌ می‌خواستند درباره‌ حکم‌ موسیقی‌ در اسلام‌ صحبت‌ کنند، مطلب‌ را تحت‌ عنوان‌ حکم‌ «غنا» در اسلام‌ از یک‌ طرف‌ و همچنین ‌حکم‌ «آلات‌ لهو» از طرف‌ دیگر مطرح‌ کردند. در کتاب‌های‌ فقهی‌، یک‌ جا بحث‌ درباره‌ غنا و در کنار آن ‌بحث‌ درباره‌ آلات‌ لهو دیده‌ می‌شود.
کلمه‌ «لهو» در چند جای‌ قرآن‌ کریم آمده‌ است‌. از جمله‌ در سوره‌ جمعه‌ که‌ شاید شنیده‌ باشید:
و اذا رأوا تجاره‌ أو لهواً انفضوا الیها و ترکوک‌ قائماً(1)
روش‌ گروهی‌ از مسلمان‌های‌ سست‌ ایمان‌ این‌ بود که‌ در هنگام‌ نماز جمعه‌ و موقعی‌ که‌ پیغمبر(ص‌) مشغول‌ خطبه‌ بود، اگر صدای‌ ساز و نوا در بیرون‌ از مسجد بلند می‌شد یا صدای‌ طبل‌ کاروان‌ تجارتی‌ که‌ از بیرون‌ مکه‌ رسیده‌ بود، به‌ گوششان‌ می‌رسید برای‌ تماشای‌ بساط طربی‌ که‌ آنجا بود یا برای‌ این‌که‌ فرصت‌ از دستشان‌ نرود برای‌ معامله‌ با کاروان‌، قبل‌ از این‌که‌ دیگران‌ به‌ این‌ قافله‌ و کاروان‌ تجاری‌ برسند از پای‌ خطبه‌ پیغمبر(ص‌) که‌ در نماز جمعه‌ ایراد می‌کرد پا می‌شدند و می‌رفتند. در این‌ آیه‌ از این‌ افراد انتقاد شده‌ است‌ و می‌افزاید:
قل‌ ما عندالله‌ خیر من‌ اللهو و من‌ التجاره‌ والله‌ خیر الرازقین‌.
شما نباید به‌ عنوان‌ تجارت‌ و کارهای‌ تجارتی‌ یا به‌ عنوان‌ تفریح‌ و سرگرمی‌ از پای‌ خطبه‌ پیغمبر در نماز جمعه ‌بلند شوید و بروید; زیرا سودی‌ که‌ خدا در سنت‌های‌ خود برای‌ مردم‌ با ایمان‌ و درستکار مقدر و مقرر کرده‌، به ‌مراتب‌ از سودی‌ که‌ شما از حضور در مراسم‌ شادی‌ و طرب‌ و یا لهو و سرگرمی‌ یا پیشدستی‌ در تجارت‌ یا کاروان‌ تازه‌ رسیده‌ نصیبتان‌ می‌شود، بیشتر است‌.
غالباً این‌طور گفته‌اند که‌ منظور از لهو در اینجا همان‌ صدای‌ شیپور و نقاره و طبل و اینجور چیزهایی‌ بوده‌ که ‌کاروان‌های‌ تجارتی‌ معمولا وقتی‌ از بیرون‌ وارد شهر می‌شدند، می‌زدند تا مردم‌ خبر بشوند که‌ این‌ قافله‌ تجارتی ‌وارد شهر شده‌ و برای‌ معامله‌ با قافله‌ بیایند. عده‌ای‌ از مردم ‌برای‌ تماشا و سرگرمی‌ می‌رفتند و خود این‌ سر و صداها و علاوه‌ بر این‌ اصلا دیدن‌ و تماشای‌ قافله‌ یک‌ سرگرمی‌ بود. یک‌ عده‌ هم‌ برای‌ تجارت‌ و معامله‌ می‌رفتند. این‌ همان‌ چیزی‌ است‌ که‌ حتی‌ امروز هم‌ هست‌. می‌دانید که‌ هنوز هم‌ در جاهای‌ کوچک‌ وقتی‌ می‌خواهند چیزهای‌ کهنه‌ را بخرند، زنگ می‌زنند تا نشان‌ بدهند که‌ برای‌ خرید آمده‌اند.
اما از این‌ آیه‌ نمی‌شود برای‌ حرام‌ بودن‌ موسیقی‌ و حرام ‌بودن‌ لهو استفاده‌ کرد. حتی‌ می‌شود گفت‌ که‌ آیه‌ در صدد این‌ است‌ که‌ بگوید چرا اینها نماز پیغمبر را ترک‌ کردند و رفتند، همین‌طور که‌ با استفاده‌ از این‌ آیه‌ نمی‌شود گفت‌ که‌ تجارت‌ حرام‌ است‌.
در چند آیه‌ دیگر از قرآن‌ کلمه‌ «اللغو» آمده‌ و بعضی‌ از فقها «لغو» را هم‌ همان‌ «لهو» معنی‌ کرده‌اند و در آن‌ آیات‌ هم‌ از لغو نکوهش‌ شده‌ اما باز در حرام‌ بودن‌ لهو استفاده‌ نمی‌شود.
در سوره‌ مومنون‌ در آیه‌ سوم‌ در صفات‌ مومنان‌ گفته ‌می‌شود:
والذین‌ هم‌ عن‌ اللغو معرضون‌.
آنها کسانی‌ هستند که‌ از لغو یعنی‌ از لهو اعراض‌ می‌کنند. «لغو یعنی‌ بیهوده‌ و لهو یعنی‌ سرگرمی‌. مومنان‌ کسانی‌ هستند که‌ از بیهوده‌ روی‌ می‌گردانند.»
در آیه‌ 72 از سوره‌ فرقان‌ در صفات‌ بندگان‌ پاک‌ گفته ‌می‌شود:
والذین‌ لا یشهدون‌ الزور و اذا مروا باللغو مروا کراماً.
آنها که‌ به‌ باطل‌ شهادت‌ نمی‌دهند و یا در مجالس‌ باطل‌ شرکت‌ نمی‌کنند و وقتی‌ که‌ از کنار لغو می‌گذرند با بزرگواری‌ از کنار آن‌ می‌گذرند.
یا در آیه‌ 55 از سوره‌ قصص‌:
و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه‌
وقتی‌ که‌ لغو به‌ گوش‌ آنها می‌خورد اعراض‌ می‌کنند و روی‌ می‌گردانند.
این‌ آیات‌، خواه‌ «لغو» به‌ معنی‌ «لهو» و خواه‌ «لغو» به‌معنی‌ «لغو» باشد و یا اصلا معنی‌ مستقلی‌ داشته‌ باشد، ظاهر مطلب‌ این‌ است‌ که‌ از این‌ آیات‌ در اثبات‌ حرمت‌ موسیقی‌ نمی‌توان‌ استفاده‌ کرد.
بنابراین‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ در آیات‌ قرآن‌ کریم‌ آیه‌ای‌ که ‌بتوانیم‌ از آن‌ حرمت‌ موسیقی‌ و به‌طور کلی‌ حتی‌ حرمت‌ لغو و حتی‌ حرمت‌ غنا را استفاده‌ کنیم‌، موجود نیست‌." *

پی نوشتها
1- سوره جمعه، آیه 11

* ‌موسیقی‌ از نظر اسلام‌- شهید آیت‌الله‌ دکتر سید محمد حسینی‌ بهشتی